حلب آزاد شد حلبی گران
حلب آزاد شد حلبی گران!
ریکاردو ،مارکس ،ماکس وبز، تیلور، مازلو......تمام اقتصادانان بزرگ دنیا انگشت کوچکه ی خودم نمی شوند !تاکنون هیچ اقتصاد دان بزرگی در دنیا یافت نشده است که مردانه و قاطعانه اعلام کند: ای مردم اگر این روش و رویه را انتخاب کنید اقتصاد شما صد در صد شکوفا خواهد شد. اما من قاطعانه اعلام می کنم : ای مردم ان شاالله حلب آزاد شود قیمت دو کالادر ایران صددرصد گران خواهد شد! حلبی و کارتون!
شاید بعضی ها تعجب کنند که چه رابطه ای بین شهر حلب و حلبی و کارتون هست ! من می گویم هست شما هم قبول کنید هست و خوب هم هست . در این دهکده ی جهانی همه چیز به هم وصل است . و همه ی اجزاء این دهکده ی جهانی وصل است به خدایی بزرگ و دانا همان خدایی که سعدی گفت : خدا گر ز رحمت ببندد دری – ز حکمت گشاید در دیگری - البته که این گشاید معانی دیگر هم دارد به معنی باز کند و بگسلد هم هست شاید اینجا به این معنی باشد که یعنی دری را ببندد و در دیگر را از ریشه بکند ! اما جناب سعدی باید یک تعبیر دیگر از خدای منان و قدرت او را نیز اینجا بیان می فرمودند :: خدا گر ز رحمت ویران کند کشوری – برای باز سازی همان کشوری – ویرانه کند کشور دیگری ! شاید زمان سعدی ارتباطات دهکده ی جهانی به این شدت فشرده نبوده است .
فشردگی دهکده ی جهانی از زمان سریال دایی جان ناپلئون شروع شد همه به یاد دارند که تمام اعضای خانواده دایی جان همه بی کار و بی عار و در حال دسیسه شبانه روزی با سیاست این دشمن سیاه کار یعنی انگلیس بر علیه دایی جان بودند جز یک نفر که مدام در حال زحمت و رفت و امد و مرارت بود و آن کسی نبود مگر مش قاسم خودمان که البته واجب می دانم به خاطر زحمات بی شائبه اش به او لقب سردار قاسم بدهم !
قبل از اینکه مش قاسم یا همان سردار قاسم زحمت بکشد و تمام ویرانه های غزه و لبنان را مانند بهشت موعود بسازد این صهیونیست جهانی و این برادران ناتنی غزه و لبنان از صبح تا شب خانه های همدیگر را با توپ و تانگ ویرانه می کردند اما از تاریخی که مش قاسم همه را ساخت حتی یک آجر هم از خانه های همدیگر را خراب نکرده اند شاید از قبل هم هیچ نزاعی با همدیگر نداشتند فقط جنگشان واقعا سر لحاف ملا بود ! در زبان مظلوم لری یک واژه ای داریم به نام –طُرکش_ یا طورکش – به معنی حمل و نقل البته نه هر حمل و نقلی . گاه در میان دشت به لانه های مورچگان بنگرید میلیونها مورچه از صبح تا غروت بدون وقفه و بدون استراحت در حال حمل و نقل دانه هستند این گونه حمل و نقل بی وقفه و طولانی را طُرکش گویند! تا این لبنان و غزه ساخته شد نفت و گاز مناطق لر نشین آب و برق و درآمد مناطق لر نشین و کل ایران طور کش شد ! الغارت و مالغارت- طرحهای اقتصادی نیمه کاره ماند و ویران شد یا سمبل شد و با اولین سیل یا به گویش لری (کومال آو) از جا کنده شد خانه ها ویرانتر شد گرسنه ها مردند و سیرها گرسنه شدند . مش قاسم تا غروب به تعداد چهار انگشت آ آ آ آ در حال طورکش بود روزانه و شبانه طلا و جواهرات و پول نقد به سوی اعتبات عالیات ! ای مرده شوی این مغز مرا ببرد که تمام عمر در حال مطالعه ی کلاسیک و غیر کلاسیک بودم عاقبت نه یک کلمه انگلیسی یاد گرفتم و نه یک کلمه عربی به هر حال همان عزیزان خفته در عراق که مرده زنده می کنند . و یک سر به سوی غزه و یک سر به سوی لبنان و یک سر به سوی حلب و شامات و عجیب آنکه تا دایی جان ناپلئون می گفت : مش قاسم ! مش قاسم با چهار انگشت اشاره از مطبخ سر بیرون می کشید و می گفت : آقا دروغ چرا تا قبر آآآآ انگلیس دشمن .
آری اینچنین است برادر باید خانه ی ایرانی بخصوص لر ویران شود تا خانه ی فلسطین و لبنان و چچن و بوسنی ......آباد گردد! درزبان مظلوم لری یک واژه ای دیگری هم داریم به نام – چپی چاورشه- یعنی بر عکس یا عوضی اما باید تشریح شود تا مفهوم و مضمون آن آشکار گردد . شما اگر زیر پیراهن مبارکتان را طوری بپوشید که آرم پشت گردنش در پیش گردن شما قرار گیرد در این حالت آنرا چپی پوشیده اید و اگر درزهای زیر زیرپیراهن و آرم آن به جای زیر در رو قرار گیرند بنابراین آنرا چپی چاورشه پوشیده اید . گاه کار این حکومت ما نه زبانم لال کار این خدا یا حکمت این خدا چون حداقل زورم به خدا می رسد ولی به حکومت زبانم لال هرگز همان حکمت خدا گاه چپی چاورشه است باید خانه ی ما ویران شود که جاهای دیگر مثل همین حلب آباد شوند وقتی می گویم کار خدا چپی چاورشه است کسی باور نمی کند شما تحقیق کنید زمانی که مش قاسمها در حال ساختن غزه و لبنان بودند قیمت نفت تا بشکه ای دویست دلار هم رسید همین که سازندگی برادران اسلام تمام شد و می خواست پس مانده ای هم نصیب خودمان شود قیمت نفت تا مرز سی دلار در هر بشکه نزول کرد الان هم خدا تا شنید که الحمدالله حلب دارد آزاد می شود نفت سربالا شد جمهوری اسلامی هم یک دعای عجی کرجی در گوش اُپیک خواند همه را تلسم کرد مجوزتولید چهار میلیون و دویست هزار بشکه در روز را گرفت حال مش قاسم می تواند با خیال راحت همچنانکه جوانان این مملکت را برد وجوانان افغانستان را برد و به شهادت رساند جسد پاره پاره اشان را تحویل گرفت پول نفت و گاز لر مظلوم را هم این بار به جای فلسطین و لبنان ببرد و در حلب به خاطر گل روی بشار اسدهزینه کند .
قدیم شهر خرم آباد برروی کانالهایی ساخته شده بود که آب در آنها جاری بود که با پوزش هر خانه دقیقا سنگ توالد را بر روی این کانالها می ساختند یا با یک کانال فرعی به کانال اصلی وصل می کردند و می گفتند خانه ی فلانی توالدش یا همان (کنارآو)که فکر می کنم انگلیسیها هم همین wc رابه همین معنی به کار می برند water close بلی می گفتند کنارآوش دریاییه و این یک امتیاز بود . اما گاه این کانالها گرفته می شد کیپ می شد و مردم بر حسب تجربه و دانش آنزمان در رفع این معضل یک چوب باریک و بلند را در گوشه ی مستراح مدام برای روزهای مبدا می گذاشتند که معروف شده بود به چوب مستراح با عرض پوزش مجدد این چوب مستراح در لسان یومیه ی مردم جا باز کرده بود و ساری و جاری بود بطوری که آدمهای باریک و بلند و بی بخار را می گفتند چوب مستراح و این لقب ارزانی بعضی می شد که واقعا برازنده ی آن بودند حال اینجانب وقتی به هیکل این بشار اسد نگاه می کنم دقیقا یاد آن چوب مستراحها می افتم و بعد به این می اندیشم که ما جوانان مملکتمان و سرمایه ی مملکتمان وآبرو وحیثیتمان را داریم به خاطر چه کسی از دست می دهیم . اگر زبانم لال من جای خدا بودم و مرا مجبور می کردند که ازمیان تمام ظالمان تاریخ فقط دو نفر را می توانی لعنت کنی من ظلم ظالمان تاریخ بشریت را فراموش می کردم ولعنت بر این پسر و پدر می کردم .پدرش در یک روز یازده هزار مرد و زن و کودک را در همین شهر حلب به خاک و خون کشید که دو روز بیشتر حکومت کند و این چوب مستراح هم به خاطر دو روز حکومت در اول واقعه در یک روز ده هزار از مردم حلب را هلاک کرد باز هم کشت و کشت و کشت و ویران کرد و همین چوب مستراح از آن کشور زیبای تاریخی سوریه یک مستراح ساخت پر از لجن و لجنش در دنیا پخش شد و این چوب مستراح نمی توانست به این مدت دوام بیاورد مگر با یاری دوستانش و کل امپریالیزم جهانی اگر اینها نبودند مردم سوریه راه خود را بلد بودند سوریه به خاطر این چوب مستراح ویران نمی شد و حلبی و کارتون ما هم گران نمی شد و شما ای حامیان این بشار اسد فکر نکنید می توانید خودتان را فریب دهید و بگویید حمایتتان به خاطر اسلام است و به خاطر حرمین شریفین است نه دست از حماقت بردارید تا الان هر چه که لعنت است با جان و دل برای وخود و مردمتان خریده اید دیگر کافی است حداقل سازندگی را بگذارید خودشان انجام دهند و با سرمایه مردم مظلوم ایران دنبال شرافت و حیثیت