نامگذاری سرزمین .......
نامگذاری سرزمین پارس به ایران خدمت یا خیانت
قسمت چهارم
در واقع آنچه از خواندن و نوشتن (مکتوب) قبل از حمله مسلمانان به سرزمین پارس در این سرزمینباقی مانده است به زبان پهلوی جنوبی و خط دین دبیره است اما سؤالی که همیشه برای ما و مردمسرزمین ما پیش می آید این است آیا ما در ایران باستان و قبل از حمله ی مسلمانان دانشمند واندیشمند و اهل علم و قلم داشته ایم ؟ با بررسیهای به عمل آمده اسامی علمای زردشنی زمانساسانیان(پهلوی جنوبی )
۱- تن سر ، وی از موبدان عهد اردشیر ساسانی هست ، نامه ی تنسر را خطاب به شاه طبرستان نوشت متن پهلوی آن از بین رفته فارسی آن در تاریخ «ابن اسفندیار »مضبوط است و به اهتمامفاضل معاصر مجتبی مینویی طبع شده است
۲- بهنک
۳- آذرپاد ماسپندان در زمان شاهپور دوم قسمت مهمی از اوستا و مخصوصا خرده اوستا راگردآوری کرد و اندرز نامه ی ایشان مشهور است
۴- مهروراژ - مهرآکاوند- مهرشاهپور - که این سه نفر در عهد بهرام پنجم بوده اند دیگر آزاد شاد کهدر زمان خسرواول مقام مؤبدی داشته است
۵-اردای ویراف در عهد شاهپور اول نام کتاب وی اُردی ویر افنامک می باشد
۶- بزرگمهر - این گویا مصحف «برزمهر» یا « داد برزمهر » بوده است که او را زرمهر هم نوشتهاند ظاهرا نام صحیح او اودات بُرژمیر است از وزیران انوشیروان می باشد . از سخنان بزرگ اینمرد که در کتب ادب عرب آمده است : از او پرسیدند موجب انقراض ساسانیان چه بود ؟ فرمود : کارهای بزرگ را به مردم خرد سپردند و کارهای خرد را به مردم بزرگ ، بزرگان بکار کوچک دلننهادند و خردان از عهده ی کار بزرگ برنیامدندو ناچار هردو کار تباه گشت ! البته خبر مرگبزرگمهر در عهد انوشیروان متواتر است اما همچنانچه در کتیبه ای در طبرستان نیز کشف است اینسخن از بُزرمیر فرخانان شاه طبرستان بوده باشد که بعد از انقراض ساسانی بر زبان آورده است
۷- مفسران و علمایی که در اواخر عهد ساسانیان بوده اند و در روایات پهلوی از آنها نام برده شدهاست - اپهرک- مگوشنسب- کی آذربوزد - سوشیانس- روشن- آذرمزد- آذرفرنبغ- نرسهی - مذوکما- فرخ- افروغ- آزادمرت - ( کریستین سن - ص، ۲۸ )
۸- در کتاب «ماتیکان ، هزاردستان » نام چندین تن از قضاةدوره ی ساسانی با نظر قضایی هریکضبط است : وهرام - دادفرخ - سیاوخش- پوسان ویه ازات مرتات- پوسان ویه برزآذر فرنبغان ویه پناه( این مرد شامل مقام عالی مگوکان اندریچ پت بوده است ) - خوتای بوذدبیر- وایه یاوار - - ماهانداد- و ......
۹- فرخ مرت مؤلف « ماتیکان هزاردستان» آذر فرت بغ فرخ راتان- بخت آفرید و بهزات فرخ پیروز ،گفتاری که در متون پهلوی از آنان و سخنانشان ذکری رفته است - مرتان فرخ مؤلف « شکندکمانیک» نیمه ی اول قرن نهم
۱۰- رستم بن مهرهرمزد- آذر فرنبغ - پرنریوسنک مؤلف کتاب دین کرت - زاتسپر و برادرش مینو چهر - بهرام بن مردان شاه موبد شهر شاهپور فارس که یکی از گردآورندگان خداینامه است
فهرست کتب علمی و فنی ترجمه شده از فارسی پهلوی به عربی نشان از آن دارد که عرب با وجود تمامتمهیدات و سفارشات و اجباراتی که شخص رسول خدا به کار بردند که عرب جز قرآن به نوشته یدیگری اعتنا نکند اما می بینیم که بعد از صدسال از رحلت رسول خدا و بعد از اختراع خط عربی کهتقلیدی از خط پهلوی جنوبی و عبری بود اما عرب به ناچار کتب فارسی پهلوی را به عربی برگردانند
فهرست این کتب عبارتند
۱- قاطاعوزیاس (در منطق) گزارنده ابن مقفع
۲- باری ارمنیاس - در منطق گزارنده ابن مقفع
۳- انولوطیفا در منطق ابن مقفع
۴- ایساغوچی در منطق ابن مقفع
۵- رنج شاهی یا (شهریار) در هیئت علی ابن زیاد
۶- المبزیذج فی الموالید منسوب به بزرجمهر در علم نجوم برگردان - ؟-
۷- کتاب صورالوجوه لتنکلوس در نجوم ؟- ؟
۸- کتاش تألیف تیادروس در طب برگردان ؟
۹- بنیان دخت در طب مولف و برگردان ؟ ؟
۱۰ - بهرام دخت در طب
۱۱- الفال لا هل فارس
۱۲- کتاب الاختلاج علی ثلاثه اوچه الفرس
۱۴- کتاب آئین الرمی البهرام جور و قیل البهرام چوبین
۱۵- آئین الضرب بالصوالجه الفرس
۱۶- تعبیه الحروب و آداب الهاساوره
۱۷- ترجمه ی آداب الحروب و فتح الحصون و المداین
۱۸- و تربیض المکین و ترجمه الجوالیس و ال...... والسرایا و وضع المصالح (که برای اردشیر پاپکاننوشته بوده است )
۱۹ کتاب بیطاری و شناختن قیمت حیوانات ترجمه اسحق بن علی بن سلیمان
۲۰- کناب البیطره اسحق......
۲۱- بازنامک اسحق .....
به غیر از فهرست نه چندان کامل این کتب علمی و فنی کتابهای مشهوری چون کلیله و دمنه - خداینامک - نامه های تنسر - درخت آسوریک و........ به عربی ترجمه شده اند
به گفته ی زردشت : مردم ایران که از سرزمین ایرانویج بیرون رانده شدند و برای پیدا کردنچراگاهها و خورش به سوی خوارزم و ایران رهسپار شدند (که البته این ادعای مهاجرت امروزه موردسؤال از سوی مورخین قرار گرفته است ) غالبا مردمانی بیابانی و چوپان و برزگر بیش نبودند و ازخود خط و ادبیات و فرهنگ و آداب شهرنشینی نداشتند .... و می بینیم که خطوط پذیرفته ی این قومنیز خطوط ملل سامی بوده است (فینیقی، آشوری) یعنی همان خطی که سایر برادران آریایی ماچون هند ، روم ، یونان ، فرنگ، روس ، ژرمان، و سایر شاخه های نژاد سفید آن را تقلید کردند !
در اساطیر و نامه های باستانی ایران نیز این معنی ثبت است که خط از طرف دیوان به پادشاهانباستان ایران مانند طهمورث زیناوند، آموخته شده است ( لفظ دیوان در نامه های باستان نیامده استبلکه حکیم فردوسی در همه جای قسمت افسانه ای و اساطیری شاهنامه از لفظ حیوانات برایمردمان سرزمین ما استفاده نموده است و جناب ملک الشعرای بهار نیز لفظ دیوان را با تقلید از حکیمفردوسی بکار برده است )) و این سخن در شاهنامه یاد شده است ، آنجا که گوید ؛
چو طهمورث آگاه شد از کارشان
برآشفت و بشکست بازارشان
کشیدندشان خسته و بسته خوار
بجان خواستند آنزمان زینهار
که مارا مکش تا یکی نو هنر
بیاموزی از ما کت آید به بر
نبشتن یکی نه که نزدیک سی
چه رومی چه تازی و چه پارسی
چه سغدی چه چینی و چه پهلوی
نگاریدن آن کجا بشنوی
چنانچه ملاحظه می شود در این چند بیت حکیم اشتباهات محرز وجود دارد چه :
اولا در زمان باستان یا همان زمان ماد هنوز نه خط رومی بوده نه یونانی و نه تازی و سغدی و پارسیکه دیوان یا همان مردمان سرزمین پارس (مادها ، کاسیتها ، ایلامیها...) به شاه ایران بیاموزند
دوما مردم تازی (که تازی نیز لفظ توهین آمیز از زبان حکیم است) یا عرب تا چند دهه بعد از اسلامهنوز دارای خط نبودند
سوم خط پهلوی نیز در زمان ماد وجود نداشته است
چهارم مراد از خط چینی خط ایلغوری بوده است
پنجم خط پهلوی همان خط پارسی بوده است ،
ششم اگر مردمان این دیار دیو بودند چگونه خط می دانستند اما !
از روایات فردوسی که از روایات باستان گرفته است می رساند که آریاییان دارای تمدن و خط نبودهاند و ایرانیان مادی که در طول مدتی که در بندگی و رعیتی ملل مقتدر سامی (آشور) بودند با خطآشوری آشنا شدند و آن را بکار بستند و وقتی که از یوغ آشور رها گشتند خود این خط را بکار بردندو شاهان هخامنشی نیز همین خط آشور را چون خط ملی خود به کار بردند !
چنانچه ملاحظه می شود قبل از حمله ی اسلام به سرزمین پارس یا همین ایران کنونی هیچ نوشته ایبه خط دری یافت نشده است این عدم وجود خط دری تا دوقرن بعد از اسلام نیز ادامه داشته است اما: ! علت رواج زبان «دری» که گفتیم از خراسان و ماوراء النهر به ایران سرایت کرد وجود نویسندگانو شعرایی بود که در آن سرزمین مدت دو قرن یا بیشتر به نوشتن و گفتن مشغول بودند ، نشر کتبفارسی دری در زمان سامانیان ، غزنویان ، سلجوقیان موجب شد که مردم عراق( ایران کنونی) وآذربایجان و طبرستان و گرگان و خوارزم و پارس که دیرتر از خراسان از قید و بند سیاست عربخلاصی یافته بودند از آن تقلید کردند ،
دیگر از عوامل تغییر لهجه ها زبان دولتی و لفظ قلم است که به وسیله دولت و عمال دولت رفته رفته برلهجه ها تحمیل می شود و لغات تازه ای را به جای لغات محلی می نشاند !
ادامه دارد
مطالب این مقال به تمام برگرفته از سبک شناسی ملک الشعرا بهار است
سپاسگزارم
جهانبخش رشیدی